الشيخ محمد علي الگرامي القمي

90

مالكيت ها ( فارسى )

كنترل مىشود تا ديگران هم بتوانند از اراضى قابل استفاده ، استفاده نمايند . 2 . گفتيم كه كالا تابع مادّهء خام مىباشد و مادّهء خام اصالت دارد ، نه كار و يا ظرف توليد ، ليكن به هر حال چون ظرف توليد دخالت در توليد دارد و كار نيز مهم‌ترين جزء مؤثّر توليد و تبديل مادهء خام به كالا مىباشد ، بايد منافع حاصله از فروش كالا ميان كارگر و صاحب ماشين و صاحب مادّهء خام تقسيم شود . آن‌ها هم از توليد سهمى مىبرند و قيمت كالا هر چه باشد ، سهمى از آن هم مربوط به كار و ظرف توليد يعنى زمين و كارخانه مىباشد . و وقتى زمين و كارخانه ملك ديگرى مىباشند ، بايد سهمى از اين توليد نصيب آن‌ها بشود ( زيرا وقتى كسى با پول مشروع خودش زمين يا كارخانه را خريد يا ايجاد نمود ، همانطور كه مالك پول بود مالك عوض آن هم كه زمين يا كارخانه خريدارى شده است ، مىباشد ) . ليكن سخن اينجا است كه سهام كار و مادهء خام و ظرف توليد بر چه اساسى بايد باشد و چگونه تعيين مىگردد ؟ ! عده‌اى تصوّر مىكنند زمين و كارخانه هيچ سهمى نمىبرند ، كار و مادّهء خام هم به طور شركت سهامى در جنس شريكند و بنابراين بهرهء كارخانه بايد به صاحب مادهء خام و كارگر تعلّق گيرد ، صاحب مادهء خام پولش را مىگيرد و مىرود ، و باقيمانده كه همهء بهرهء توليد پس از مخارج استهلاك ماشين ، اجارهء محلّ و پول مادهء خام ، مىباشد ، ميان كارگران تقسيم مىشود . ماركسيسم اين طور فكر مىكند ، و طرد ارزش اضافى و ارزش اضافى نسبى از طرف ماركس بر همين اساس صورت مىگيرد . البته عملًا مزدها به